تبليغاتX
قاطی پاتی

قاطی پاتی

تقدیم به هم دانشگاهی عزیز

دوستی سالم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 21:48  توسط آیدا  | 

  

::..::..::اشک من در چشم من طوفان غم دارد******ولي******خنده بر لب مي زنم تا کس نداند راز من   ::..::..:

 

 

گاهی فراموش میکنم برای چی به این دنیا اورده شدم! خوب اگه ما میدونستیم یا حق انتخاب


 داشتیم که بیام یا نه ؟
شاید دنیای ما به اینجا کشیده نمیشدکه این همه گناه کنیم!

 

pas chera?

 

 

  

عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي  

عشق آن است كه صدل به يك يار دهي

pas chera?
 

 

 

 

 

 

 

اگه یکی رو دوست داری نه براش خورشید باش نه ستاره............. آسمون باش تا همیشه بالا سرش باشی

 

 

 

 

 

بی قرار به ثانیه ها نگاه می کنم...

امشب با همه ی شب های دیگه فرق می کنه...

نه قراره اتفاقی بیافته و نه اتفاقی افتاده...نمی دونم چم شده...

نمی دونم چه جوری سبک بشم...

نه ...

گریه خوب نیست...

بهتره بیام و توی این صفحه بنویسم... خیلی خوبه...

وقتی می نویسی و سبک می شی انگار تازه متولد شدی ...

وقتی می نویسی انگار یه حس قدیمی دوباره شروع می شه...

می رم جلوی پنجره و با خدا حرف می زنم...به آسمون نگاه می کنم و می گم خدا جون

حوصله ی هیچکاری رو ندارم...

انگارباید خیلی راه برم تابه اون چیزی که م خوام برسم...

خدا جون دلم گرفته دلم می خواد بارون بباره یه بارون که همه چیزو عوض کنه...

                                            


گاهی از خودم میپرسم خدا که میدونه من اخرش باید
 برم جهنم ! پس چرا بازم کمکم میکنه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:28  توسط آیدا  | 

ـ بيچاره دخترا!

اگه خوشگل باشن ميگن عجب جيگريه!

اگه زشت باشن ميگن کي اينو ميگيره!

اگه چاق باشن ميگن عجب گوشتيه!

اگه لاغر باشن ميگن چه مردنيه!

اگه مودبانه حرف بزنن ميگن چه لفظ قلم حرف ميزنه!

اگه رک وراست باشن ميگن چه بي حيا!

اگه يه خورده فکر کنه ميگن ناز ميکنه!

اگه سريع جواب بدن ميگن منتظر بود!

اگه تند راه برن ميگن داره ميره سر قرار!

اگه اروم راه برن ميگن اومده بيرون ول بگرده علاف نباشه!

 

 

 

 ـ مدتهاست بر راه وجاده اي مي روم كه هيچ تابلو ونشانه اي ندارد،

نمي دانم برگردم يا ادامه دهم

مي ترسم برگشتن ازميانه راه شكست باشد و ناتواني

البته نه نيروي اول راه را دارم ونه اطمينان آنرا

شنيده ام ديگران به اين راه مي گويند : رويا.

 

ـ تورا به جرم نگاه زيبايت در زندان قلبم محكوم به حبس ابد مي كنم ، مگر اينكه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف كني كه دوستم داري!!

ـ اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت
ولی می تونم باهات گریه کنم

اگه یه روز نخواستی به حرف کسی گوش کنی بهم بگو
قول می دم که خیلی ساکت باشم

اگه یه روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی
اما میتونم باهات بدوم
اگه یه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن
احتمالا بهت احتیاج دارم
اما اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم
اما ازت می خوام وقتی اومدی یه شاخه گل واسه رو قبرم باخودت بیاری

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 11:15  توسط آیدا  | 

love

  مراقب خرجهای کوچک باش،شکافی کوچک می تواند کشتی بزرگی را غرق کند. یا چیزی بنویس که

ارزش خواندن را داشته باشد یا کاری بکن که ارزش نوشتن داشته باشد. کسی که عاشق خودش باشد

هیچ رقیبی نخواهد داشت. حماقت یعنی کار واحدی را بارها و بارها انجام دادن و انتظار نتایج مختلف

داشتن. جایی که ازدواج بدون عشق باشد حتماً عشق بدون ازدواج نیز خواهد بود.

 

                    

 

 

ـ چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش.

ـ اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي.

ـ هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است.

ـ هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.

ـ با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند.

 

ـ به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.

 

عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:53  توسط آیدا  | 

  

 

 

سلام گلی که تو دلم درخشید
سلام ستاره ای که شب رو دزدید
سلام شقایق دل کویریم
سلام فرشته بهشت دینیم

سلام گلی که توی کویر خشک سبز نشدی...این سلام با همه سلامایی که خوندی و شنیدی فرق داره...تو باغی سبز شدی که پر گل بود.
باغی که پر گل بود ولی بوی گل نمی داد...بوی بد تنهایی می داد...بوی خیانت...تو گلی بودی که تو این باغ ، تو باغ خار هزار سودا ، سبز شدی و اون خار رو ، خوار خودت کردی...
می دونی با اون خار چیکار کردی؟
گلی بودی که با محبتت یه خار رو عاشق خودت کردی.خاری که هزارتا عاشق داشت و دل نداشت...
سلام گلی که با لجبازیات دل خار رو ترک می ندازی ، و با محبتات دل ترک خورده رو بند می زنی...
سلام گل شقایق...گل همیشه عاشق...

 

 

 

          

دوستی با هرکه کردم خصم مادر زاد شد                 آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد

آن رفیقی را که با خون جکر پرورده ام               عاقبت خنجر کشیدوبرسرم جلاد

 

دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي

جويم كاش ازوراي نگاه آسماني ات مي شدتمام حرفهاي تورافهميد يا ازميان اينهمه

ابرفاصله گذركردياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي

كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرادرخودخواهدراند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 20:21  توسط آیدا  |